، تا این لحظه: 53 سال و 4 ماه و 11 روز سن داره

خاطرات شیرین آتاناز من

وضعیت مامان

1393/12/1 16:22
نویسنده : مامان نسرین
110 بازدید
اشتراک گذاری

به نام خدای بزرگ و مهربون

niniweblog.com

 دوشنبه 20 مرداد ماه از سال 1393

سلام عسلی شیطون مامان niniweblog.com

الان که دارم این مطلب و مینویسم گلاب به روت وضعم اینجوریه niniweblog.com

دنیا دور سرم میچرخه و اصلا اشتها ندارم بابا خیلی نگرانمونه به شوخی میگه کاش میدونستم این شیطون داره چیکار میکنه که تو اینقد حالت بده طفلک بابایی فقط ماساژم میده تا بتونم یه ذره راحت بخوابم.

ولی اصلا ناشکری نمیکنیم بلکه خدای مهربون رو شکر میکنیم که تو رو بهمون داده این که چیزی نیس برای بدست آوردنت حاضریم جونمون رو هم بدیم.

کوچولوی شیرینم هر روز زندگی من و بابایی وارد مرحله جدیدی میشه اوایل اصلا باور نمیکردم باردارم ولی روزبه روز اوضاع تغییر میکنه این روزا از لحاظ جسمی حالم خوش نیس نمیتونم کارهای روزمره رو انجام بدم حالت تهوع سردرد و سرگیجه دارم.

ولی از لحاظ روحی خیلی بهترم خدارو شکر که یکی از فرشته هاش و به من داده و الان چسبیده به دلم

مامان جونی حرفام که تمومی نداره ولی نمیتونم بنویسم عاشقانه دوستت داریم بوس بوس niniweblog.com

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

♥ نیکتا ♥
1 اسفند 93 16:25
سلام عزیزم وبتون عالیه به منم سر بزنید و اگر با تبادل لینک موافق بودید خبرم کنید ♥ -♥ --♥ ---♥ -----♥ -------♥ --------♥ ---------♥ -----------♥ -------------♥ ,•’``’•,•’``’•, .’•,`’•,*,•’`,•’ ....`’•,,•’`میسی دوست عزیز