دهم دخترعمو غزل
به نام خدای بزرگ و مهربون
.gif)
جمعه 2 آبان ماه از سال 1393
سلام عسیس مامانش .gif)
.gif)
.gif)
امروز ده روزه که دخترعموت به دنیا اومده و روز اسم گذاریش بود و میخواستیم ناهار بریم تالار همه دعوت بودن..gif)
صبح قبل رفتن هوس یه انار کردم دون کردم و با نمک حسابی خوردم بدجوریم بهم چسبید ولی باز حالم بهم خورد و گلاب به روت همگی رو......gif)
راستی شاید کنجکاو بشی که اسم دخترعموت چیه اسمش و غزل گذاشتن.
انتخاب اسم خیلی سخته دخترم ما از همون روزهای اول حتی جنسیتت و نمیدونستیم تند تند اسم دختر و پسر انتخاب میکردیم بعد که فهمیدیم دختری بابات هر روز از تو اینترنت یه اسم پیدا میکرد و زنگ میزد به من میگفت این اسم چطوره؟؟خیلی حساس شده بودیم رو اسم مخصوصا که میخواستیم اسمتم تک باشه مثل خودت جیگر مامان!!! اسم دختر عموت و عمه زهرا ی بابابزرگ تو گوشش خوند ایشالا که همیشه سلامت باشه.
فرشته مامانی تا این روز سنت 20 هفته و 5 روزه هست .![]()
هر وقت میرم دخترعموت و میبینم دلم واست تنگ میشه دخملم میام لباسات و نیگا میکنم و دلم ضعف میره که توام زودتر به دنیا بیای و بوست کنم فدات شم.
هر روز من وبابايي كلي براي اين لباس كوچولوهات ذوق ميكنيم وقربون صدقش ميريم ,
وقتي فكر ميكنم بياي تو اين لباسا دلم ميخواد بخورمت ناااااااااازي
.gif)


دهم دخترعمو غزل 
