اولین برف سال 93
به نام خدای بزرگ و مهربون
.gif)
پنج شنبه 18دی ماه از سال 1393
سلام دختر خوشگلم خوبي نفس مامان؟!!! .gif)
امروز 31 هفته و 4 روزه بودی و اولین برف زمستونی از سال 93 بارید.توام بیشتر از همیشه وول میخوردی و لگد میزدی نمیدونم به خاطر بارش برف بود یا تپل مپل شدی و دیگه تو دلم جا نمیشی و داری واسه خودت جا باز میکنی .
طوري شده كه انگار ميخواي منو سوراخ كني تا يه ذره خم بشم فوري منو ميزني كه ماماني لهم كردي ببخش عزيز دلم . .gif)
.gif)
.gif)
بابايي خيلي بي قرار ديدنته هر روز كلي باهات حرف ميزنه و قربون صدقت ميره .
حال اين روزهاي منم زياد تعريفي نيست "سنگين شدم به زور بلند ميشم و ميشينم گاهي وقتا تنگي نفس ميگيرم و به سختي نفس ميكشم و شبا هم که اصلا نمیتونم بخوابم .
ولي همه اينا رو به خاطر شما نازگلم تحمل ميكنم و خدا رو شكر ميكنم كه هستي .
راستي وقتي كه نماز ميخونم شما هم شروع به حركت كردن ميكني انشالله كه براي هممون دعا كني .
خوشگل ماماني بهترين هديه تو براي من و بابايي سالم بودنته پس سالم باش و سرموقع بپر بغلمون .
قدمهاي كوچولوت رو چشم من و بابایی حسام .
خیلی دوستت داریم خانوم جوجوی من


اولین برف سال 93
