، تا این لحظه: 53 سال و 4 ماه و 5 روز سن داره

خاطرات شیرین آتاناز من

اولین برف سال 93

1393/12/26 0:04
نویسنده : مامان نسرین
160 بازدید
اشتراک گذاری

 

به نام خدای بزرگ و مهربون

niniweblog.com

 پنج شنبه 18دی ماه از سال 1393

سلام دختر خوشگلم خوبي نفس مامان؟!!! niniweblog.com

امروز 31 هفته و 4 روزه بودی و اولین برف زمستونی از سال 93 بارید.توام بیشتر از همیشه وول میخوردی و لگد میزدی نمیدونم به خاطر بارش برف بود یا تپل مپل شدی و دیگه تو دلم جا نمیشی و داری واسه خودت جا باز میکنی .

طوري شده كه انگار ميخواي منو سوراخ كني تا يه ذره خم بشم فوري منو ميزني كه ماماني لهم كردي ببخش عزيز دلم . niniweblog.comniniweblog.comniniweblog.com

بابايي خيلي بي قرار ديدنته هر روز كلي باهات حرف ميزنه و قربون صدقت ميره .

حال اين روزهاي منم زياد تعريفي نيست "سنگين شدم به زور بلند ميشم و ميشينم گاهي وقتا تنگي نفس ميگيرم و به سختي نفس ميكشم و شبا هم که اصلا نمیتونم بخوابم .

ولي همه اينا رو به خاطر شما نازگلم تحمل ميكنم و خدا رو شكر ميكنم كه هستي .

راستي وقتي كه نماز ميخونم شما هم شروع به حركت كردن ميكني انشالله كه براي هممون دعا كني .

خوشگل ماماني بهترين هديه تو براي من و بابايي سالم بودنته پس سالم باش و سرموقع بپر بغلمون .

قدمهاي كوچولوت رو چشم من و بابایی حسام .

خیلی دوستت داریم خانوم جوجوی من

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)