، تا این لحظه: 53 سال و 4 ماه و 4 روز سن داره

خاطرات شیرین آتاناز من

دومین سالگرد ازدواجمون و اولین سال مادر شدنم

1394/5/4 23:19
نویسنده : مامان نسرین
709 بازدید
اشتراک گذاری

 

به نام خدای بزرگ و مهربون

niniweblog.com

روز جمعه 21 فروردین ماه از سال 1394 است.

سلام به پاكترين معجزه خدا niniweblog.com

امروز روز مادر است و اولین سال مادر شدن منه و یه دختر خوشگل از خدا هدیه گرفتم niniweblog.com

امسال اولین تبریک روز مادر و از طرف تو و بابایی گرفتم راستی عزیز مامان امروز مصادف بود با سالگرد ازدواج من و بابا حسام 21 فروردین سال 92 ساعت 10 شب با هم عقد کرده بودیم .

بابا حسام زحمت کشیده بود واسم یه کیک خیلی خوشگل سفارش داده بود که کلی سورپرایز شدم .

انشالله سال دیگه که بزرگتر شدی این روز و با هم دیگه جشن میگیریم niniweblog.com

یه عاااااااااااااااااااااااااااااااااالــــــــــــــمه میخواااااااااااااااااامــــــــــــــت مــــــــــــــامـــــــــــانی

niniweblog.com

دلنوشته های یک مادر به فرزندش

  • فرزند عزیزم آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی صبور باش و مرا درک کن.

اگر هنگام غذا خوردن، لباس هایم را کثیف کردم و یا نتوانستم لباسهایم را بپوشم صبور باش و به یاد بیاور که همین کارها را به تو یاد دادم.

  • اگر زمانی که صحبت میکنم حرفهایم تکراری و خسته کننده است صبور باش و حرفهایم را قطع نکن و به حرفهایم گوش فرا ده، همانگونه که من در دوران کودکی به حرفهای تکراریت بارها و بارها با عشق گوش فرا دادم.

برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور می شدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم پس خشمگین نشو اگر بارها و بارهای مطلبی را برای من تعریف میکنی.

وقتی نمی خواهم به حمام بروم، مرا سرزنش نکن، زمانی را به یاد بیاور که مجبور میشدم با هزار و یک بهانه تو را وادار به حمام کردن کنم.

  • وقتی بی خبر از پیشرفت ها و دنیای امروز، سئوالاتی می کنم با لبخند تمسخر آمیز به من ننگر.

وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی، حافظه ام یاری نمی کند، فرصت بده و صبر کن تا بیاد بیاورم، اگر نتوانستم بیاد بیاورم عصبانی نشو، برای من مهمترین چیز نه صحبت کردن ، که تنها با تو بودن و تو را برای شنیدن داشتن است.

  • وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند، دستانت را به من بده … همانگونه که تو اولین قدم هایت را در کنار من برداشتی.

وقتی نمیخواهم چیزی بخورم مرا وادار نکن من خوب میدانم که کی به غذا احتیاج دارم.

  • روزی متوجه میشوی که علیرغم همه اشتباهاتم همیشه بهترین چیزها را برای تو میخواستم و همواره سعی کردم بهترین ها را برای تو فراهم کنم.

از اینکه در کنارت و مزاحم تو هستم، خسته و عصبانی نشو و مرا درک کن.

  1. یاریـــــــــم کن ، همانگونه که مــــــــــن یاریت کردم

آن زمــان کـــــه زندگــــی را آغـــــاز کردی.

 

کمک کن تا با نــــــــیرو و شکــــــــیبایی تو، این راه را به پایان برسانم.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)